عبد الحي حبيبى

860

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

اما از گروه دوم يعنى طرفداران خلافت در آل نبوت كسانى بودند ، كه حضرت على ( رض ) را مستحق‌تر بخلافت ميدانستند و معتقد بودند كه حضرت رسول صلعم به خلافت حضرت على وصيت فرموده ، و بنابرين خلافت و امامت منصوص است « 1 » و ازين جمله سلمان فارسى و ابو ذر غفارى و مقداد بن اسود مشهورتراند ، كه عدد ايشان در فتنهاى عهد حضرت عثمان افزود و به شيعه شهرت يافتند . در حالى كه جماعت ديگر طرفدار سنت يعنى اقوال و افعال و عادات حضرت رسول بودند ، كه در اوايل دورهء عباسى اسم اهل السنه بريشان اطلاق شد ، و اين وقتى بود ، كه اهل كلام را معتزله ، ولى پيروان كتاب و سنت را در صدر اسلام صحابه و بعد از ان اهل السنه گفتند . « 2 » مبادى اساسى اهل سنت : كتاب و سنت و اجماع و قياس بود ، كه آن را « ادلهء اربعه » خوانند ، و ما تفصيل آن را در مباحث سابقه داده‌ايم . و در خلافت هم انتخاب را بمصداق حديث « الائمة من قريش » « 3 » در قبيلهء قريش محصور ميدانستند . اما امام ابو حنيفه پيشواى ايشان با وجود سطوت و اقتدار عباسيان به امامت علويان متمايل بود ، و چون محمد نفس زكيه و برادرش ابراهيم بمقابل خليفه منصور عباسى قيام كردند ، حضرت امام ابو حنيفه ايشانرا تأييد نمود ، و منصور خليفه هم ناچار امام را از كوفه خواست و پس از انكه پانزده روز در بغداد زيست او را به زهر بكشت ، و امام مالك بن انس نيز در همين راه تازيانه خورد ، زيرا او گفته بود ، كه در بيعت با عباسيان مكره است . « 4 » اهل السنه تاكنون هم در عالم اسلام اكثريت دارند ، و از چهار مذهب مشهور آن در سابق سخن رفت ، و فاتحان نخستين اسلامى كه به خراسان و سرزمين افغانستان

--> ( 1 ) - كتاب النقض 572 ، از عبد الجليل قزوينى طبع تهران 1331 ش ( 2 ) - تاريخ الاسلام السياسى 2 - 143 ( 3 ) - اين حديث حسن است كه بروايت حضرت على در مستدرك حاكم و سنن بيهقى نقل شده ( جامع الصغير 2 / 124 ) ( 4 ) - تاريخ الاسلام السياسى 2 / 143